سيد جلال مصطفوى كاشانى
172
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
فقط و فقط با مشاهده مستقيم به تمام اين مطالب دقيق پى برده باشند ؟ براى تأييد عرايضم ، يك مطلب كه بههيچوجه در صحت و درستى آن ترديدى نمىتوان داشت ، ارائه مىدهم و آن كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى است ، اين كتاب را سيد اسماعيل جرجانى بيش از 800 سال پيش به زبان فارسى نوشته و شامل ده كتاب در يك جلد است . نسخههايى از اين كتاب در كتابخانهء دانشكدهء پزشكى تهران ، كتابخانهء مجلس شورايى ، كتابخانهء مدرسهء سپهسالار ، كتابخانهء ملك و بعضى جاهاى ديگر موجود است كه ممكن است آقايان محترم به آن مراجعه كنند . جرجانى در كتاب اول ، گفتار چهارم ، جزو سوم ، باب نهم ، عضلات تنفسى را شرح داده است . ابتدا عضلات شهيقى و بعد عضلات زفيرى و بالاخره عضلات مياندندهاى را كه هم شهيقى و هم زفيرى هستند ، شرح مىدهد با توجه به اينكه امروزه ما به آنها « عضلات بازكننده و جمعكننده » ( شهيقى و زفيرى ) مىگوييم و اطباى قديم « عضلات باسطه و قابضه صدر » مىگفتند كه عمل اصلى اين عضلات بزرگ و كوچك كردن قفسهء سينه است ، ورود و خروج هوا امرى است تبعى ( ثانوى ) كه پس از بسط و قبض سينه پيدا مىشود . بههرحال ، جرجانى مىگويد : اما عضلههايى كه قبض و بسط هر دو بكنند عضلههايى است كه اندر ميان پهلوها است و چون دانسته آمده است كه عدد پهلوها « 1 » از هر سو دوازده است ، به ضرورت جايگاه عضلهها كه اندر ميان پهلوها است از هر سوى يازده باشد پس از هر سوى يازده عضله واجب كند كه باشد ؛ لكن اين عضلهها همه دو توست ، يك توى زندرون است و يك تو بيرون و همه دوگانه است و ليفهاى اين عضلهها اندر نهاد مخالف يكديگر است و همه بوريب نهاده صليبوار « 2 » و فعلهاى اين ليفها نيز مخالف يكديگرند از بهر آنكه بعضى ليفها بسط كند و بعضى قبض و هرگاه كه ليفهاى باسط اندر كار خويش باشد ليفهاى قابض بىكار باشد « 3 » و از اينجا معلوم
--> ( 1 ) . پهلو به معنى دنده است . ( 2 ) . مىدانيم كه الياف اين عضلات امتداد دارند و عضلات مياندندهاى خارجى امتدادشان مخالف داخلىها است ، بهطورىكه مثل صليب يكديگر را قطع مىكنند . ( 3 ) . امروز مىدانيم كه هر عضله كه كار كند عضله مخالفش ( Antagoniste ) است .